سازمان بسیج حقوقدانان آذربایجان غربی

گزیده ای از وصیت نامه سردار سر افزاراسلام شهید حاج قاسم سلیمانی

-خداوند ، ای عزیز ! من سالها است از کاروانی به جا مانده ام و پیوسته کسانی را به سوی آن روانه میکنم ، اما خود جا مانده ام اما تو خود میدانی هرگز نتوانسته ام آنها را از یاد ببرم. پیوسته یاد آنها ، نام آنها ، نه در ذهنم بلکه در قلبم و در چشمم ، با اشک و آه یاد شدند.یا ارحم الراحمین ! مرا بپذیر ، پاکیزهبپذیر ، آنچنان بپذیر که شایسته دیدارت شوم.

۱-خداوندا تو را سپاس که مرا صلب به صلب ، قرن به قرن ، از صلبی به صلبی منتقل کردی و در زمانی اجازه ظهور و وجود دادی که امکان درک یکی از برجسته ترین اولیائت را که قرین و قریب معصومین است ، عبد صالحت خمینی کبیر را درک کنم و سرباز رکاب او شوم.

۲- خداوندا! تو را شکر گزارم که پس از عبد صالحت خمینی عزیز ، مرا در مسیر عبد صالح دیگری که مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش ، مردی که حکیم امروز اسلام و تشیع و ایران و جهان سیاسی اسلام است ، خامنه ای عزیز_ که جانم فدای جان او باد _ قرار دادی.

۳- خداوندا ! ای قادر عزیز و ای رحمان رزاق ، پیشانی شکر شرم بر آستانت میسایم که مرا در مسیر فاطمه اطهر و فرزندانش در مذهب تشیع _عطر حقیقی اسلام _ قرار دادی و مرا از اشک بر فرزندان علی بن ابی طالب و فاطمه اطهر بهره مند نمودی .

۴_ خداوندا ! تو را سپاس که مرا از پدر و مادر فقیر ، اما متدین و عاشق اهلبیت و پیوسته در مسیر پاکی بهره مند نمودی .

۵-ای خدای عزیز  ای خالق حکیم بی همتا ! دستم خالی است و کوله پشتی سفرم خالی ، من بدون برگ و توشه ای به امید ضیافت عفو و کرم تو می آیم .من توشه ای بر نگرفته ام،چون فقی را در نزد کریم چه حاجتی است به توشه و برگ ؟!

۶-ساروق ، چاروقم پر است از امید به تو و کرم تو ، همراه خود دو چشم بسته آورده ام که ثروت آن در کنار همه نا پاکی ها ، یک ذخیره ی ارزشمند دارد و آن گوهر اشک بر حسین فاطمه است، گوهر اشک بر اهلبیت است ، گوهر اشک دفاع از مظلوم ، یتیم ، دفاع از محصور مظلوم در چنگ ظالم.

۷-خداوندا! در دستان من چیزی نیست نه برای عرضه (چیزی دارم )  و نه قدرت دفاع دارند ، اما در دستانم چیزی را ذخیره کرده ام که به این ذخیره امید دارم و آن روان بودن پیوسته به سمت تو است.

۸-وقتی آنها را به سمتت بلند کردم ، وقتی آنها را برایت بر زمین و زانو گذاردم ، وقتی سلاح را برای دفاع از دینت به دست گرفتم ، اینها ثروت دست من است که امید دارم قبول کرده باشی .خداوندا پاهایم سست است . رمق ندارد . جرات عبور از پلی که از جهنم عبور میکند ، ندارد.

۹- من در پل عادی هم پاهایم میلرزد ، وای بر من و صراط تو که از مو نازک تر است و از شمشیر برنده تر  ، اما یک امیدی به من نوید میدهد که ممکن است نلرزم ، ممکن است نجات پیدا کنم  . من با این پاها در حرمت پا گذارده ام و دور خانه ات چرخیده ام و در حرم اولیائت در بین الحرمین حسین و عباست آنها را برهنه دواندم و این پاهایت را در سنگر های طولانی خمیده جمع کردم و در دفع از دینت دویدم ، جهیدم ، خزیدم ، گریستم ، خندیدم ، خنداندم و گریستم  و گریاندم.

۱۰-خداوندا ! سر من ، عقل من ، لب من ، همه اعضا و جواهرم در همین امید به سر میبرند ، یا ارحم الراحمین ! مرا بپذیر ، پاکیزه بپذیر ، آنچنان بپذیر که شایسته دیدارت شوم. جز دیدار تو را نمیخواهم ، بهشت من جوار توست ، یا الله!

۱۱-خداوند ، ای عزیز ! من سالها است از کاروانی به جا مانده ام و پیوسته کسانی را به سوی آن روانه میکنم ، اما خود جا مانده ام اما تو خود میدانی هرگز نتوانسته ام آنها را از یاد ببرم. پیوسته یاد آنها ، نام آنها ، نه در ذهنم بلکه در قلبم و در چشمم ، با اشک و آه یاد شدند.

۱۲-خداوندا وحشت همه وجودم را فرا گرفته است من قادر به مهار نفس خود نیستم ، رسوایم نکن ، مرا به حرمت کسانی که حرمتشان را بر خود واجب کرده ای قبل از شکستن حریمی که حرم آنها را خدشه دار میکند مرا به قافله ای که بسویت آمدند ، متصل کن.

۱۳-خواهران و برادران مجاهدم در این عالم ، ای کسانیکه سرهای خود را برای خداوند عاریه داده اید و جانها را بر کف دست گرفته و در بازار عشق بازی به شوق فروش آمده اید عنایت کنید : جمهوری اسلامی ، مرکز اسلام و تشیع است . امروز قرارگاه حسین بن علی ایران است.بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند دیگر حرم ها میمانند.

۱۴- برادران و خواهران ! جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است ، رهبری متصل و منصوب شرعی و فقهی به معصوم  . خوب میدانید که منزه ترین عالم دین که جهان را تکان داد و اسلام را احیا کرد یعنی خمینی بزرگ و پاک ما ، ولایت فقیه را تنها نسخه نجات بخش این امت قرار داد، لذا چه شما که به عنوان شیعه به آن اعتقاد دینی دارید و چه شما که به عنوان سنی اعتقاد عقلی دارید ، بدانید {باید} به دور از هرگونه اختلاف ، برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید.

۱۵-خیمه خیمه ی رسول الله است. اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی ، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است.دور آن بچرخید.

۱۶-برادران و خواهران عزیز من ، مردم پر افتخار و سربلند که جان من و امثال من هزاران بار فدای شما باد. کما اینکه شما صدها هزار جان را فدای اسلام و ایران کردید ، از اصول مراقبت کنید. اصول یعنی ولی فقیه ، خصوصا این حکیم ، مظلوم ، وارسته در دین ، عرفان ، معرفت ، خامنه ای عزیز را عزیز جان خود بدانید.حرمت او را حرمت مقدسات بدانید.

۱۷-جمهوری اسلامی ، امروز سربلند ترین دوره خود را طی میکند.

بدانید که میدانید مهمترین هنر خمینی عزیز این بود که اول اسلام را به پشتوانه ایران آورد و سپس ایران را در خدمت اسلام قرار داد.

۱۸-شهداء محور عزت و کرامت همه ما هستند ، نه برای امروز بلکه همیشه اینها به دریای واسعه خداوند سبحان اتصال یافتند . آنها را در چشم ، دل و زبان خود بزرگ ببینید ، همانگونه که هستند.

۱۹-نیروهای مسلح خود را که امروز ولی فقیه فرمانده آن است برای دفاع از خودتان ، مذهبتان ، اسلام و کشور احترام کنید و نیروهای مسلح میبایست همانند دفاع از خانه خود ، از ملت و نوامیس و ارض آن حفاظت و حمایت و ادب و احترام کنند.

۲۰-عزیزان ! من بنا به تقدر الهی امروز از میان شما رفته ام . من شما را از پدر و مادر و فرزندان و خواهران و برادران خود بیشتر دوست دارم ، چون با شما بیشتر از آنها بودم.

۲۱-وصیت میکنم اسلام را در این برهه که تداعی یافته در انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است ، تنها نگذارید .دفاع از اسلام نیازمند هوشیاری و توجه خاص است در مسائل سیاسی آنجا که بحث اسلام ، جمهوری اسلامی ، مقدسات و ولایت فقیه مطرح میشود اینها رنگ خدا هستند ، رنگ خدا را بر هر رنگی ترجیح دهید.

۲۲-فرزندانم ، دختران و پسرانم ، فرزندان شهدا ، پدران و مادران باقی مانده از شهدا ، ای چراغهای فروزان کشور ما در این عالم ، صوتی که روزانه من میشنوم و مانوس با آن بوده ام و همچون صوت قرآن به من آرامش میداد ، صدای فرزندان شهدا بود که بعضأ روزانه با آن مانوس بودم و صدای پدر و مادر شهدا بود.

۲۳-خواهش میکنم مرا حلال کنید من نتوانستم حق لازم را پیرامون خیلی از شماها و حتی فرزندان شهیدتان را أدا کنم.هم استغفار میکنم و هم طلب عفو دارم.

۲۴-دوست دارم جنازه ام را فرزندان شهید بر دوش گیرند شاید به برکت اصابت دستان پاک آنها بر جسدم خداوند مرا مورد عنایت قرار دهد.

۲۵-نکته ای کوتاه خطاب به سیاسیون کشور دارم : چه آنهایی {که} اصلاح طلب خود را مینامند و چه اصولگرا.

عزیزان ، هر رقابتی با هم میکنید و هر جدلی با هم دارید ، اما اگر عمل شما و کلام شما یا مناظره هایتان به نحوی تضعیف کننده دین و انقلاب بود ، بدانید شما مغضوب نبی مکرم اسلام و شهداء این راه هستید .مرزها را تفکیک کنید اگر میخواهید با هم باشید. شرط با هم بودن ، توافق و بیان صریح حول اصول است.اصول ، مطول و مفصل نیست.اصول عبارت از چند اصل مهم است: ۱-اول آنها اعتقاد عملی به ولایت فقیه است.۲- اعتقاد حقیقی به جمهوری اسلامی و آنچه مبنای آن بوده است.۳- به کارگیری افراد پاکدست و معتقد و خدمت گذار به ملت.۴-مقابله با فساد و دوری از فساد و تجملات را شیوه خود قرار دهند.۵-در دوره حکومت و حاکمیت خود در هر مسئولیتی ، احترام به مردم و خدمت به آنها را عبادت بداند.

۲۶-کلامی کوتاه خطاب به برادران سپاهی عزیز و فداکار و ارتشی های سپاهی دارم :ملاک مسئولیت ها را برای انتخاب فرماندهان ، شجاعت و قدرت ادامه بحران قرار دهید . طبیعی است به ولایت اشاره نمیکنم ، چون ولایت در نیروهای مسلح جزء نیست بلکه اساس بقای نیروهای مسلح است.نکته دیگر شناخت به موقع از دشمن و اهداف و سیاستهای او و اخذ تصمصم به موقع و عمل به موقع ، هر یک از اینها در غیر وقت خود صورت گیرد در پیروزی شما اثر جدی دارد.

۲۷-سخنی کوتاه از یک سرباز چهل ساله در میدان به علمای عظیم الشان و مراجع گرانقدر : سربازتان از یک برج دیده بانی ، دید که اگر این نظام آسیب ببیند ، دین و آنچه از ارزشهای آن {که} شما در حوزه ها استخوان خرد کرده اید و زحمت کشیده اید ، از بین میرود.این دوره ها با همه دوره ها متفاوت است.این بار اگر مسلط شدند از اسلام چیزی باقی نمیماند.راه صحیح حمایت بدون هرگونه ملاحظه از انقلاب ، جمهوری اسلامی و ولی فقیه است.نباید در حوادث ، دیگران شما را که امید اسلام هستید به ملاحظه بیاندازند.

سربازتان و دست بوستان

از همه طلب عفو دارد خصوصا از کسانیکه برادرانه به من کمک کردند.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.