یادداشتی از برادر بسیجی علیرضا عظیمی

علل و ریشه‌های جنگ یمن

اشرافیت یمن به باب‌المندب اهمیت ویژه‌ای به کشور یمن بخشیده است. کنترل حوثی‌ها باعث می‌شودتا رژیم صهیونیستی از طریق دریای سرخ به اقیانوس هند دسترسی پیدا نکند، مانع دسترسی زیر دریایی‌های رژیم صهیونیستی به خلیج فارس می‌شود.

نام کشور:جمهوری یمن

پایتخت: صنعا

مساحت: ۴۲۷۹۶۸ کیلومتر مربع

جمعیت: نزدیک به ۲۴ میلیون نفر

دین و مذهب: شافعی مذهب

زبان و خط رسمی: زبان و خط رسمی کشور عربی است

موقعیت جغرافیایی: امروزه یمن از مناطق جنوب غربی عربستان سعودی و مناطق کوهستانی، نوار ساحلی دریای سرخ مناطق تحت الحمایه جنوب عریستان، جزایر کاماران در نزدیکی مرز غربی«پریم» در چند کیلومتری غرب و در منتهی الیه جنوب دریای سرخ، جزیره سوکاترا در منتهی شرقی دریای سرخ، در خلیج عدن و جزایر کوریاموریا در نزدیکی سواحل عمان تشکیل شده است. این کشور از شمال به عربستان سعودی و از مشرق به عمان و از جنوب به خلیج عدن و از مغرب به دریای سرخ محدود است. یمن یکی از حاصلخیزترین مناطق شبه جزیره عربی به شمار می رود و به علت موقعیت خاص جغرافیایی و بنادر مهم در طول تاریخ مورد استعمارگران بوده است. یمن با تسلط بر تنگه باب المندب قادر به کنترل دریای سرخ بوده و حتی می تواند آنجا را با دارا بودن جزیره مهم و استراتژیکی« پریم» ببندد.

اقوام و نژادها: مردم یمن از اقوام سامی و عرب قحطانی هستند که عرب قحطانی مادر و ریشه عربیت می‌باشد که عرب‌ها را بدان منسوب می‌دانند. مردمی که در بخش شمالی (یمن شمالی) زندگی می‌کنند عرب هستند البته اقوام دیگری نیز در جنوب یمن زندگی می‌کنند که شامل: هنودوستان، پاکستان، سومالیایی،اتیره، اتیوپی، به آنجا مهاجرت نموده‌اند. گروه‌های نژادی به این ترتیب هستند:

عرب ۸۶درصد ۲- هندی ۳درصد ۳- سومالیایی ۱درصد ۴- دیگران ۱۰درصد

اقتصادی: یمن کشور مناسبی برای صید ماهی محسوب می‌شود، یمن دارای منابعی هست که به علت فقر زیاد و جنگ‌‌های طولانی با استعمارگران و جنگ‌های داخلی فرصت بهره‌برداری از منابع خود را پیدا نکرده‌است. کشف نفت در مرز بین یمن و عربستان سعودی باعث درگیری دو کشور شده‌است.

فرهنگی: یمن سرشار از آثار باستانی می‌باشد و میراث فرهنگی است که بعضی از آن‌ها در قرآن مجید اشاره شده‌است، همچنین وجود کتابخانه‌هایی مملو از کتاب‌های باارزش خطی، بر اهمیت فرهنگی این کشور می‌افزاید.

اسلام: دین رسمی مردم یمن اسلام هست و سایر ادیان که درصد آن‌ها بسیار اندک هست از آزادی کافی برخوردار هستند، اکثریت جمعیت این کشور را مسلمانان تشکیل می‌دهند. اکثریت جمعیت یمن را زیدیه تشکیل می‌دهد که بیشتر در نواحی کوهستانی در یمن شمالی سکونت دارندو مسلمانان شافعی مذهب نیز حدود بیست و پنج (۲۵)درصد از جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند. اکثریت مردم جنوب این مذهب را دارند در منطقه ساحلی تهامر زندگی می‌کنند. یمنی‌ها از انصار می‌باشند و یکی از افتخارات آن‌ها این است که تنها کشور می‌دانند که بدون جنگ و خونریزی با رسیدن حضرت علی(ع) به عنوان فرستاده‌ی ویژه پیامبراکرم(ص) به اسلام گرویدند.

سیاست مذهبی حکومت یمن:

قبل از وحدت دویمن در ۲۲ می ۱۹۹۰ یمن جنوبی یگانه کشور اسلامی بود که خود را رسماً مارکسیست می‌نامید ولی در اجتماعات کشورهای مسلمانان مانند کنفرانس اسلامی شرکت می‌کرد. پس از وحدت در سراسر یمن که مذهب رسمی، اسلام اعلام شد، مردم از آزادی مذهب نیز برخوردار هستند.

مقدمه:

در این تحقیق سعی شده‌است نگاهی به جنگ چندین ساله یمن شود، شرایط داخلی و خارجی که منجر به قیام مردم یمن شد و بعد از آنان  دخالت عربستان و امارات با حمایت‌های آمریکا سعی کردند تا حوثی‌ها که الهام گرفته از انقلاب ایران بودند را سرکوب کنند، آنچه در بحران یمنی دردآور می‌باشد کشتار مردم بی‌دفاع یمن توسط سعودی‌ها و بهوجودآوردن تغذیه و گرسنگی و بیماری وبا می‌باشد، حقوق بشر و کشورهای غربی در این چند سال علاوه بر اینکه نظاره‌گر بودند حتی حاضر نشدند، فروش سلاح به یمن را متوقف کنند.

معرفی حوثی‌ها:  حوثی‌ها از شیعیان زیدی هستند که از نظر اعتقادی به شیعیان دوازده امامی در ایران و عراق و لبنان نزدیک هستند، این گروه نام خود را از یکی از رهبران خود به نام بدرالدین‌حوثی گرفته‌است. در حال حاضر نیز فرزند این فرد رهبری سیاسی حوثی را برعهده دارد. زیدی‌ها بیش از هزاران سال در یمن قدرت سیاسی را در دست داشتند تا اینکه در کودتای ۱۳۴۰ علیه حکومت زیدیه آن‌ها در خطر نابودی قرار گرفتند،  بعد از انقلاب اسلامی ایران شیعه در یمن جان تازه‌ای گرفت و عصام عماد یکی از مفتیان سابق سنی که به شیعه گرویدند، گفته‌است که اگر انقلاب اسلامی ایران نبود مذهب زیدی در یمن از بین می‌رفت.

حوثی‌ها بعد از وحدت یمن شمالی و جنوبی با تاًسیس حزب ‌الحق موجودیت خود را اعلام کردند. افراد اصلی این حزب سیدحسین‌الحوثی بود که تحت تاثیر امام خمینی قرار داشت و در زمینه‌ مبارزه با آمریکا و اسرائیل از وی تبعیت کرد.

روابط ایران و یمن همواره متاًثر از وضعیت بین‌المللی و منطقه‌ای بوده‌است. قبل از انقلاب اسلامی در ایران، دو یمن شمالی و جنوبی جایگاهی در سیاست خارجی ایران و منطقه و جهان نداشتند. پس از پایان جنگ ایران و عراق روابط دوکشور تعریف مشخصی نداشت و با اتحاد دو یمن شمالی و جنوبی در سال ۱۹۹۰ میلادی روابط ایران و یمن همچنان تحت تاثیر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس قرار داشت. مدتی بعد دوره جدیدی از روابط ایران و یمن شروع شد و  رو به بهبودی گذاشت تعداد زیادی موافقت‌نامه در زمینه‌های گوناگون بین دوکشور به امضاء رسید. علی عبدالله صالح در سال ۲۰۰۰ به تهران سفر کرد سپس در سال ۲۰۰۳ محمد خاتمی رئیس‌جمهور وقت به صنعاء سفر کرد.

علل داخلی بحران یمن:

الف) اقتدارگرایی و تمامیت خواهی: حکومت علی عبدالله صالح از جمله رژیم‌های اقتدارگرا محسوب می‌شد، یمن شاهد دوره‌ی طولانی از درگیری ‌های داخلی خصوصاً در دهه‌های اخیر بوده‌است به عنوان نمونه: در دهه ۱۹۶۰ یمن برخوردهایی بین ناصریست‌ها و سلطنت‌طلبان در دهه ۷۰میان ناسیونالیست‌ها و کمونیست‌ها در دهه ۸۰ بین جناح‌های مختلف سیاسی در جنوب یمن و در دهه ۹۰ میان شمال و جنوب تجربه کرده‌است. حکومت عبدالله صالح در زمره‌ی رژیم‌های اقتدارگرایی مبتنی بر هژمونی حزب حاکم همراه است.

ب) مشکلات و فساد اقتصادی گسترده:

در شرایطی که یمن جزء کشورهای فقیر محسوب می‌شود، فساد اقتصادی عظیمی در میان طبقات حاکم در جریان است، فساد سیاسی وسیع هست، کنگره خلق عمومی تلاش چندانی برای مبارزه با اختلاس و ثروت‌های نامشروع نمی‌کنند، فساد تمام سطح دموکراسی را فراگرفته فساد گسترده و ویژگی‌های اولیگارشیک حکومت و اقتدارگرایی مبتنی بر هژمونی حزبی در یمن نارضایتی گروه‌های اپوزیسیون را برانگیخته‌است. در میان این فقر، ناامنی، سوء تغذیه بر بحران یمن افزوده است، حتی بعد از رفتن علی عبدالله صالح نیز اوضاع با روی کارآمدن منصور هادی پا به فرار گذاشت، حوثی‌ها را در دهه‌ی ۱۹۸۰ باید جستجو کرد، که تحت رهبری بدرالدین‌حوثی می‌باشد، حوثی‌ها معتقد بودند علی‌عبدالله ‌صالح آن‌ها را دچار سختی‌های فراوان و بی‌عدالتی‌های زیادی کرده‌است از جمله محرومیت اقتصادی ، تخریب مساجد حوثی‌ها و کافر قلمدادکردن حوثی‌ها و تکفیر آن‌ها از جمله اقدامات علی عبدالله صالح بوده‌است.

پ)بی‌ثباتی و ناامنی داخلی: علاوه بر مناقشات سرزمینی با کشورهای همسایه، وابستگی اقتصادی و فنی به کشورهای دیگر به ناپایداری در یمن دامن زده‌است در طول دهه‌ی ۱۹۸۰ علاوه بر وام‌ها و کمک‌های اعطایی بلوک شوروی، بانک جهانی و نیز صندوق توسعه اوپک، یمن کمک‌های زیادی از کویت، الجزایر، لیبی، امارات متحده‌ی عربی و عربستان سعودی دریافت کرد. اشتغال ۲ میلیون یمنی در صنایع نفت عربستان و ارسال درآمد خود به یمن تضاد طبقاتی زیادی در این کشور ایجاد کرده‌است. بیشتر پول‌های یمنی صرف کالاهای مصرفی می‌شود، با اینکه کشاورزی درآمد مهم یمنی به حساب می‌آید، بلایای طبیعی چون خشکسالی و سیلاب‌ها کاهش داده‌است. بیش از نیمی از مردم یمن بی‌سواد هستند، تنها یک سوم خانه‌ها دارای آب لوله‌کشی، برق، گازخانگی است. بیشتر جاده‌ها ناهموار می‌باشند و شرایط خوبی برای دزدی و ناامنی ایجاد کرده است.  با وجود اینکه دین مبین اسلام مواد مخدر و مشروبات الکلی را ممنوع ساخته اما یمنی‌ها سالهاست که تولید و مصرف می‌کنند. گیاه مخدر خات که سالهاست که در کشورهای عربی و خاورمیانه و یمن تولید می‌شود که باعث سرطان نیز می‌شود این گیاه مهلک آب‌های کشاورزی را از تولید موادغذایی موردنیاز محروم می‌کند.

ت) بیکاری و ناامنی غذایی:

فساد گسترده و فرار سرمایه در کنار تنزل و فرسایش شدید زیست محیطی، منجر به ایجاد بحران انسانی شدید شده‌است، ۲/۱ میلیون نفر آواره از کشورهای اتیوپی، سومالی، سوریه به یمن آمده‌اند، بیش از ۳۰۰۰۰ نفر در داخل مجبور به مهاجرت شده‌اند، نرخ رشد جمعیت یمن ۲/۳ درصد است، حال آنکه منابع طبیعی یمن محدود بوده‌است و کشور تحمل چنین رشد جمعیتی را ندارد. رشد جمعیت بالا جدایی طلبان جنوب و نفوذ القاعده بر پیچیدگی اوضاع سیاسی این کشور افزوده است.

عوامل خارجی و منطقه‌ای جنگ یمن:

بحران یمن صرفاً داخلی نمی‌باشد، بلکه ناشی از نقش‌آفرینی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای عربستان و آمریکا می‌باشد، آمریکا سعی دارد با درگیر ساختن ایران و حزب‌الله در یمن و سوریه قدرت منطقه‌ای یمن و حزب‌الله را فرسایش دهد. بحران یمن حاصل ساختارهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای می‌باشد، در مورد ماهیت تحولات یمن اجماع نظر وجود ندارد و برخی آن را در راستای انقلاب‌های پست مدرن پراکنده بدون رهبری و بدون یک ایدلوژی قطعی و برخی دیگر آن را از انقلاب‌های لیبرال دموکراتیک نامیده‌اند و برخی از جمله اکثر جمهوری‌خواهان اسلامی ایران معتقدند که این تحولات، تحت تاثیر و ادامه امواج انقلاب‌های اسلامی بوده و از انقلاب اسلامی تاثیر پذیرفته‌است. آنچه مستلزم هست بحران یمن درحال تغییر دادن موازنه‌ی قدرت در منطقه می‌باشد، که البته قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای غیرقابل قبول می‌دانند.

نظریه‌ی جان‌خوران:

جان خوران علل ناکامی انقلاب‌ها و تداوم بحران را ترکیب از عواملی مانند : ۱- توسعه‌ی وابسته ۲- حکومت سرکوب‌گر ۳- انحصار‌گرایی و متکی به شخص و رکود اقتصاد و ارتباط با نظام بازجهانی، رکود اقتصادی باعث تشدید نارضایتی و ارتباط با نظام جهانی باعث نفوذ قدرت‌های خارجی می‌شود.

موقعیت راهبردی یمن:

اشرافیت یمن به باب‌المندب اهمیت ویژه‌ای به کشور یمن بخشیده است، در جنگ ۱۹۷۳ مصر و سوریه ضدرژیم صهیونیستی، جمهوری عربی یمنی در هماهنگی با قاهره تنگه‌ی باب‌المندب را بر روی کشتی‌ها و تسلیحات به رژیم صهیونیستی بست.

باب‌المندب یک گلوگاه راهبردی مهم برای تجارت و انتقال انرژی می‌باشد، آن‌ها بشدت نگران پیروزی، انصارالله و حوثی‌ها هستند، کنترل حوثی‌ها باعث می‌شودتا رژیم صهیونیستی از طریق دریای سرخ به اقیانوس هند دسترسی پیدا نکند، مانع دسترسی زیر دریایی‌های رژیم صهیونیستی به خلیج فارس می‌شود. عربستان به هیچ وجه تحمل اینکه کشور یمن متحد ایران شود و تمام شبه‌جزیره‌ی عربستان را بر ضد خاندان سعودی برانگیزد هراس دارد. بازداشتن، ایران، چین، روسیه از بدست آوردن جای راهبردی در یمن از جمله نگرانی‌های آمریکاست. قسمت اعظم صادرات خلیج فارس از طریق کانال سوئز عبور می‌کند، و نیز خط لوله سامد از میان تنگه‌ی باب‌المندب می‌گذرد.

۸/۳ میلیون بشکه نفت خام از طریق تنگه‌ی باب‌المندب به اروپا صادر شده‌است که افزایش ۹/۲ میلیون بشکه در روز صادر می‌شود در مقایسه با سال ۲۰۰۹ تجارت در شهرهای جده، یلبع و ده‌ها شهر ساحلی دیگر در دریای سرخ به آرامش و امنیت در تنگه‌ی باب‌المندب بستگی دارد. کشورهای عربی از موقعیت ژئوپلتیکی خاصی برخوردارند، آن‌ها حمایت‌های مدام قدرت‌های خارجی برخوردارند، آمریکا ناوگان پنجم دریای خود را در بحرین دارد به خاطر همین سرکوب بی‌امان مخالفان پادشاهی بحرین را آمریکا نادیده می‌گیرد.

در یمن سه جریان عمده وجود دارد:

جریان منسوب به رئیس‌جمهور سابق علی عبدالله صالح است.
حزب اصلاح با گرایش‌های وهابی که مورد حمایت عربستان سعودی نیز است.
جریان جنوب که اکثریت یمن را در بردارد این جریان در درون خود سه رویکرد ۱- استقلال طلب ۲- فدرالیسم ۳- جریان حداقلی را دارا می‌باشد.

نقش گروه‌ها و کشورهای منطقه در یمن:

در حالی که الحراک جنوبی یعنی جدایی‌طلبان یمن در راستای استقلال و احیای یمن جنوبی، حرکت کرده در این میان برخی قبایل در راستای اتحاد با القاعده حرکت کردند و القاعده بر حضرموت و ابین مسلط شد. هر چند  اماراتی‌ها توانستند بعضی از مناطق را بازپس بگیرند. القاعده از مدت‌ها قبل در یمن حضور دارد حتی در بخش‌هایی از شمال که با حمایت خاندان الاحمر کسب کرده‌اند حضور دارند، القاعده برشهرهای متعددی مانند اسزنجبار، ابین، سرواح، المکلا، در حضرموت چنگ انداخت و حامی ائتلاف تحت سرکردگی سعودی ضد انصارالله یمن شد. یک مرکز مطالعاتی زمین‌شناسی نشان می‌دهد.

بزرگترین دریاچه نفتی که بزرگترین دریاچه در جزیره‌العرب محسوب می‌شود. در حد فاصل استان‌های حارب، الجوف، حضرموت، شبوه، و ابین حکایت دارد، این میدان نفتی سومین میدان نفتی دنیا محسوب می‌شود، اگر از این میدان بهره‌برداری شود، یمن امکان صادرات ۲/۵ میلیون بشکه از این منطقه را به تنهایی خواهد داشتف یمن نه تنها عرصه نبرد منطقه‌ای و بین‌المللی هستبلکه عرصه کشمکش امارات و عربستان است به ویژه اماراتی‌ها در جنوب یمن مسلط شده‌اند و با القاعده به توافقاتی درباره‌ی حضرموت رسیده‌اند. زیرساخت‌های یمن ویران شده‌است، محاصره سعودی‌ها، هم‌پیمانان آن‌ها در کشورهای حوزه خلیج فارس بر بدبختی ساکنان این کشور افزوده است. تلاش‌های حجال‌بن عمر نماینده نخست و به دنبال آن اسماعیل ولدالشیخ احمد نیز و مذاکرات ژنویک و دو و مذاکرات کویت نیز راه به جایی نبرده‌است. تصمیمات بین‌المللی که برای حل بحران یمن مطرح شده، سیاسی بوده‌است و توازن قوا و خواسته‌های برحق یمن را مورد توجه قرار نداده‌است. همه‌ی تصمیمات در راستای راضی نگه داشتن سعودی‌ها و حامیان آن‌ها در یمن بوده است، حتی قطعنامه ۲۲۱۶ صادره از شورای امنیت در سال ۲۰۱۵ برای سرزنش انصارالله و هم‌پیمانان  آن‌ها بوده و حتی روس‌ها به این تصمیم رأی ممتنع داده‌اند.

ساختار یمن به گونه‌ای هست که خطر تجزیه این کشور را تهدید می‌کند، زیدی‌ها در شمال و غیرزیدی‌ها در جنوب یمن هستند و این خود زمینه‌های تجزیه‌ی یمن را فراهم می‌کند، سعودی‌ها دوست ندارند کشور مستقل شیعه به وجود بیاید همان طور که در انقلاب بحرین، سعودی‌ها تحمل افتادن بحرین به دست شیعه‌ها را نداشتند. سعودی‌ها در ظاهر از وحدت یمن دفاع می‌کنند ولی در باطن خواهان تضعیف شدن یمن می‌باشند.

  اماراتی‌ها با اخوان‌المسلمین یمن و حزب اصلاح منشعب شده از آن را به دیده دشمن نگریسته‌اند بعضی از اخبار حاکی از آن هست که ابوظبی با الحراک جنوبی نشست‌هایی داشته است، مسئولان وابسته به امارات اقدام به کوچ دادن هزاران شمالی از جنوب یمن به شکل اجباری و بدون دلیل می‌کنند. اختلاف سعودی‌ها و اماراتی‌ها به عزل خالد مجاح نخست‌وزیر و احمد بن ‌دغر به جای وی شده‌است. دشمنی عربستان با مردم یمن چیز تازه‌ای نیست، تجاوز کنونی عربستان امتداد همان دشمنی عمیق و ریشه‌دار است که هدفش مبارزه با توسعه و پیشرفت اجتماعی ، سیاسی و دینی در یمن است تا همچنان فقیر و عقب‌افتاده و چندپاره باقی بماند. عربستان می‌خو.اهد جلو ورود ارزش‌هایی چون فضای باز و آزادی و دموکراسی از یمن به عربستان را بگیرد. حمایت آمریکا از تجاوز نظامی به خاطر راستاشدن اهداف کشورهای خلیج‌فارس با آمریکا و اسرائیل برای جلوگیری از نفوذ منطقه‌ای ایران در باب‌المندب می‌باشد. ایران هیچ منافع راهبردی در یمن ندارد و تنها در چندسال گذشته از حوثی‌ها حمایت کرده‌است تا نفوذ سیاسی خود را افزایش دهد. به طور کلی بیشتر حوثی‌ها به ایجاد روابط با ایران تمایل داشته‌اند تا ایران به روابط با حوثی‌ها. البته ایران هم نگران تنگه‌ی باب‌المندب هست که مسیر عبور و مرور محموله‌های نفتی می‌باشد. اکنون  بمباران هوایی نتوانسته حوثی‌ها را شکست دهد بعد از انقلاب ایران ، عربستان که نگران گسترش انقلاب ایران به یمن بود دست به گسترش وهابیت در یمن کرد و بعد آن حسین بدرالدین حوثی از ترس گسترش وهابی‌گری تحت تأثیر جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت وی در سال ۱۹۸۶ به ایران سفر کرد و در بازگشت دست به تجهیز زیدی‌ها زد و در دهه ۱۹۹۰ به عنوان یکی از نمایندگان مجلس وارد پارلمان یمن شد. مداخله نظامی عربستان در یمن، اشتباه راهبردی  می‌باشد که تنها جنگ را تشدید می‌کند، و برای تروریست‌ها فضای باز فعالیت می‌دهد، . فاجعه انسانی به بار می‌آورد. القاعده در شبه‌جزیره‌ی عربی که بیشتر مناطقی در یمن اشغال کرده‌بود، اکنون حیاتی دوباره یافته است و این مسئله عملیات مقابله با تروریسم آمریکا در منطقه را پیچیده می‌کند. اعزام نیروی زمینی به یمن عربستان را در باتلاقی قرار خواهد‌داد که نجات از آن راحت نخواهدبود. عربستان در سال ۲۰۰۳ قدرتمندترین متحد سنی خود یعنی صدام حسین را از دست داد. در بحرین نیز اکثریت شیعه چالشی برای دولت تحت کنترل سنی‌ها و تحت حمایت عربستان سعودی، محسوب می‌شود.

اسد همچنان قدرت را در دست دارد و عربستان از این مسئله ناراحت هست،  در لبنان نمی‌توان قدرت حزب‌الله را به سادگی به چالش کشید، عربستان با تجاوز به یمن خواست پیش‌دستی کند تا شیعیان در این کشور قدرت را در دست نگیرند. آمریکا علاوه بر اینکه نمی‌خواهد حوثی‌ها صاحب قدرت شوند در حالی که هم تحمل این را هم ندارد القاعده بر تمام کشور یمن تسلط پیدا کند. عملیات سعودی به نفع القاعده تمام شده‌است. حوثی‌ها در عمل ثابت کرده‌اند دشمن این گروه تروریستی هستند و با آمریکا حاضر به همکاری علیه این گروه تروریستی می‌باشند.

نتیجه‌گیری:

رژیم علی عبدالله صالح از مشروعیت لازم برای بقاء برخوردار نبود، البته شکاف قبیلگی در کشور یمن باعث حمایت بعضی از قبایل از صالح شده‌است، نقش محافظه‌کارانه عربستان و دغدغه استراتژیک غرب مهم‌ترین عامل بحران یمن می‌باشد، عربستان می‌کوشد مرزهای خود را تثبیت کند و مانع بازگشت سه استان تصرف شده یمن، عسیر، نجران و جیزان از سوی عربستان گردد. عربستان می‌کوشد، با توجیه اینکه ایران در یمن دخالت می‌کند، حملات وحشیانه خود را توجیه کند. عربستان از اینکه در مجاورت مرزهای خود دولت شیعه به وجود آید ، خشنود نیست و این می‌تواند برای صادرات عربستان از طریق تنگه‌ی باب‌المندب صورت ‌پذیر تهدید باشد. نقش آمریکا و عربستان در سوریه و یمن، نقش ژئوپلتیکی و هویتی دارد، درگیری مستقیم ایران و عربستان در یمن سبب منازعات و گسست‌های ایدلوژیکی در جهان اسلام می‌شود. در حال حاضر محور تحرکات ایران در یمن باید معطوف به جنگ‌های نیابتی باشد، استفاده از قابلیت‌های چین و روسیه هزینه را برای ایران و متحدانش کمتر می‌کند. عربستان به شدت از اینکه یمن متحد ایران شود نگران است، آمریکا نیز بشدت نگران نفوذ رقبای خود در یمن می‌باشد، شاید عربستان سعودی در آینده بخواهد ائتلافی که علیه حوثی‌ها تشکیل شده به ائتلافی علیه ایران تبدیل کند. کلیه ثبات در یمن، به مرحله پختگی رسیدن تغییرات سیاسی و ایجاد پایه‌های مدنیت و توجه به اصل شهروندی و حاکمیت قانون و تکیه بر سیاست‌های اقتصادی درست هست. یمنی‌ها باید برقواعد سیاسی مل و به ساز و کارهای آن به دور از اصول قبیله‌ای توجه کند. یمنی باید در راستای تقویت وحدت تلاش کند و فدرالی منطقه را براساس تمرکزگرایی و یکپارچگی را دنبال کنند. و برای اینکه فشار بر انصارالله کم شود، باید از تمام گروه‌های یمنی برای اداره کشور دعوت شود.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.